باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
 
قالب وبلاگ
سلام صبح همگی بخیر.شهادت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها را
 
 
 
تسلیت میگم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
.اجرتان با بانوی دوعالم 
پرستوی مهاجرم ، چرا ز لانه می روی
اگر ز لانه میروی ،چرا شبانه می روی
قرار من شکیب من ، مهاجر غریب من
فدای غربتت شوم ، که مخفیانه می روی
حیات جان امید دل ، علی  بود ز تو خجل
که با کبودی بدن ، ز تازیانه می روی
کبوتر شکسته پر ، مرا به همرهت ببر
چرا بدون همسرت ، ز آشیانه می روی
چهار طفل خون جگر ، زنند در غمت به سر
تو بر زیارت پدر ، چه عاشقانه می روی
الا به رخ نشانه ات ، مگر شکسته شانه ات
که موی زینبین خود ، نکرده شانه می روی
همای بی ترانه ام ، چرا ز آشیانه ام
به کوی بی نشان خود ، پر از نشانه می روی
فتاده بر دلم شرر ، که تو در این دلِ سحر
ز همسرت غریب تر ، برون ز خانه می روی
«میثم» از چه واهمه تو راست مهر فاطمه
به حشر هم سوی جنان بدین بهانه می روی
(استاد حاج غلامرضا سازگار)
[ ۱۳٩٥/۱٢/۱٠ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

 

                    بسم الله الرحمن الرحیم

بعضیا انجنان به سر و وضع و لباسشون اهمیت میدن اونقدر نظافت

ظاهریشونو دنبال میکنندکه گاهی دلم میخوادفریادبزنم بکوبم توسرشون

که ای نادان از دل کجایی؟اینهمه آرایش وپیرایش ظاهری میکنی یکم

فقط بقدر یک ساعت به دلت رجوع کن ببین چرا دل که جای خداست

تبدیل شده به زباله دان .نجابت -خانه داری - زیباشدن وزیبا دوستی

همشون خوبه وپسندیده اما مبادا از دل غافل بمانیم.حیف از دل که

مغفول واقع بشود.

حدیث نوشت :1

امام حسین علیه السلام

 


 

بى گمان شیعیان ما دل هایشان از هر خیانت، کینه و فریبکارى پاک

است.
 

 

تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ص 309 ، ح 154

 حدیث نوشت 2:

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

 

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 501 ، ح 178 - تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 106 ، ح 1911

 

[ ۱۳٩٥/۱٢/٧ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

[ ۱۳٩٥/۱٢/٤ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

                   

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنام خدایی که جان آفرید.......................

 

کاش همراه برف انصاف محبت و نوعدوستی هم می بارید.

 

اونایی که دو روز مونده به بارش برف صف طویل نان راتشکیل دادن

,باکدام انصاف و نوعدوستی بفکر پیرزن همسایه نشدن؟

 

مهربانی قرض الحسنه است پاداشش اقیانوسی از رحمت وبرکت

خداست.

 


[ ۱۳٩٥/۱٢/٢ ] [ ٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ عمه ]

               

                           بسم الله الرحمن الرحیم 

 

آدمهایی که هیچوقت درهیچ شرایطی اززندگی راضی نیستند اینا مثل

دوده  عمل میکنند سعی کنید ازشون تا حدامکان فاصله بگیرید.

 

حدیث نوشت:

اگر نزد خداوند عبادتى بهتر از شکرگزارى در همه حال بود که بندگان

مخلصش با آن عبادتش کنند ، هر آینه آن کلمه را درباره همه خلقش به

کار مى برد ، اما چون عبادتى بهتر از آن نبود از میان عبادات آن را خاص

قرار داد و صاحبان آن را ویژه گردانید و فرمود : «واندکى از بندگان من

سپاسگزارند» .

مصباح الشریعه ص 24 و ص 25

 

 

 

[ ۱۳٩٥/۱۱/٢۸ ] [ ۸:۳٦ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

تهران دل شکسته ز داغ گران بگو ... از مردهای #عاشق آتش نشان بگو

از آتش مسامحه‌ای که زبانه زد... تا شرح #پاکبازی و تقدیم جان بگو


حالا که آسمان دلت تار و ابری است ... برخیز و در مناره ماتم اذان بگو


تو #پایتخت_کشور_مردان_عاشقی ... از سینه‌های سوخته بی نشان بگو

آوار بغض کار تو را سخت کرده است ... طاقت بیار از آن همه تاب و توان بگو


امروز گریه کن ولی از روزهای بعد ... از زندگی برای دل آشفتگان بگو


پروانه نجاتی

[ ۱۳٩٥/۱۱/٧ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

« برجی نشست و قامت تهران خمیده شد
اسبابِ غم، دوباره سر سفره چیده شد

فریاد آتش است، به هر جا که می روی
چندین فرشته بین مه و دود دیده شد ! »

جانم به لب رسیده و برگشته در تنم
مُجری که ذره ذره بخواند نوشته را:

«چنگال پیر و سنگی این برج، همچنان
محکم گرفته بال و پرِ سی فرشته را .. »

دیشب میان خواب تو را دیدم و فقط
گفتی: « صدای سوختنم را شنیده ای؟ »

صبحی که چکمه های تو را واکس می زدم
گفتی « عزیز من تو فقط خواب دیده ای .. »

دیدی خودت که خواب من این بار چپ نبود
خاموش می‌شوی و به تو زنگ می زنم

با هر دقیقه ای که جوابی نمی دهی
محکم به شیشه ی دل خود سنگ می‌زنم ..

« مادر ! ببخش از پسرت ، پیرهن فقط ..
خواهر ! ببخش .. با خبری تلخ آمدم

تازه عروسِ حادثه ! شرمنده ام اگر
با این خبر مراسمتان را به هم زدم .. »

باور نمی کنم خبری را که داده است !
با حجم گریه می‌رود اما نمی‌روم ..

همکار توست ، پس تو کجایی که نیستی؟
من تا نبینمت که از اینجا نمی‌روم!

مادر نشسته روی زمین داد می‌زند:
دیدی دوباره یوسفم از چاه برنگشت ؟

دیدی سیاوشم وسط شعله مانده است ؟
دیدی کسی سلامت از این راه برنگشت ؟

مردم ! سلام .. با خبری تازه آمدم
ققنوس‌های قصه ی تهران نمُرده اند

ما مُرده ایم و مردمِ دور از بلا ، که باز
مثل همیشه از بدنِ مُرده خورده اند !

آقای بی ملاحظه ی دوربین‌ به‌ دست !
کافی نبود آن همه اخبار سرزده ؟

این سوژه ای که مرکز عکاسی ات شده
از زیر چوب و آجر و تیرآهن آمده ..

پروانه های عاشق از اینجا نرفته اند
این عشق جاودانه که حاشا نمی‌شود

« آتـش بگیر تا که ببینی چه می‌کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود »

#سیده_نرگس_میرفیضی

[ ۱۳٩٥/۱۱/٢ ] [ ٦:٤۳ ‎ق.ظ ] [ عمه ]

تا به حال شده جونتون رو برای نجات یک آدم به خطر بندازین ؟

خطر در اینجا به معنی بریدن دست موقع میوه پوست کندن نیست

اینجا خطر به معنی چایی خیلی داغه نخور میسوزی نیست

اینجا خطر به معنی لیزخوردن روی زمین یخ بسته هم نیست .

اینجا خطر یعنی اینکه دیگه زنده موندن خودت هم تضمینی توش نیست ،
یعنی فداکاری ،

یعنی از خودت میگذری برای کس دیگه .

از خودگذشتگی اینجا به معنی دادن قاچ آخر اون کیک خوشمزه به رفیقت نیست

به معنی پاس دادن یه موقعیت تک به تک با دروازه به هم تیمیت هم نیست . اینجا از خودگذشتگی یعنی که

خودت از بین میری ،

یعنی دیگه صبح فردا رو نمیبینی ،

یعنی دیگه آغوش یار رو نمیتونی تجربه کنی ،

یعنی بغل دختر کوچولوت رو دیگه نمیتونی داشته باشی ..

از خود گذشتگی یعنی حفظ یک انسان دیگه تو این دنیای لامروت به شرط نبودن و نیست شدن خودت ..

خود خودت .

تا به حال شده جونتون رو برای نجات یک آدم به خطر بندازین ؟

خطر یعنی یه سازه چند صد هزار تنی که اندازه یه آتشفشان داره توش گرما تولید میشه ، داره توش خفگی

تولید میشه،

توش مرگ صدات میزنه ،

خطر یعنی بدون هیچ چشم داشتی ،

بدون هیچ معطلی بزنی به دل اون جهنم روبروت ،

بزنی به دل مرگ ،

فقط برای اینکه امشب از سر سفره ی یک خانواده کسی منها نشه ،

کسی کم نشه .

به این فکر میکنم تو روزگاری که آدم ها گرفتار وسوسه دنیا و فریبندگی بی نظیرش هستند ،

این قهرمان ها

این دل بزرگ ، این مناعت طبع ،

این از خودگذشتگی رو از کجا بدست آوردن ،

تو کدوم کوچه بازاری دنبالش گشتن ،

معرفت رو کی براشون معنی کرد که اینطوری به بزرگواریشون باید حسادت کنیم .

رسم روزگار تا بوده اینطور بوده

آدم ها بعد از مرگشون آهسته آهسته فراموش میشن ، همه آدم ها

اما قهرمان ها نه ،

قهرمان ها همیشه زنده میمونن ، حتی وقتی میمیرن

تو یادمون ، تو فکرمون ، تو قلبمون .


تقدیم به همه آتش نشان های قهرمانِ سرزمینم

به احترام شجاعت ، مردانگی و غیرت تان0

دی 1395/10/30

[ ۱۳٩٥/۱۱/۱ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ عمه ]

  

              بسم الله الرحمن الرحیم

 

وقتی به کسی نیش زدی مثل عقرب نباش .این رفتارعقرب گونه خیلی

زشت وزننده    است .

سعی کن همانطورکه درشادی وغمش کنارش نبودی .وقتی بجای

مرهم دل نمک   زخمش بودی .لطفا سرسنگین درجایگاهت بمان و

اطرافیانش راکه شاهد کدورتها بوده اند را موردتفقد قرارنده.

حدیث نوشت:امام حسن عسکرى علیه السلام :

شادى نمودن در نزد غمْ زده، از ادب به دور است


تحف العقول، ص 489

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢۳ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ عمه ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گاهی دلم میخواد بشینم کناریه بزرگتری و زانوهاشو بغل کنم مثل

بچگیهام وازش بخوام برام ازقدیما بگه .مثل اون وقتها که مادربزرگ وعمه

هام برام حرف میزدن.

مثل اونموقع ها که دائم ورد زبون مادربزرگ بودکه دوره ی

آخرالزمانه.هراشتباه مارو ربط میداد.کاش یکی پیدابشه.یکم

گوشموبکشه

-------------------------------------------------------------------------------------

حدیث نوشت:امام صادق علیه السلام:

بى ‏گمان بنده به سبب یکى از پنج کار که همگى مانند هم و شناخته

شده هستند، از ایمان خارج مى ‏شود : کفر، شرک، گمراهى، فسق و

ارتکاب کبائر.

تحف العقول ص 330

[ ۱۳٩٥/۱٠/۱۸ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ عمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل- دارای یک فرزند-بازنشسته علوم پزشکی
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر