باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

خاطره ام متعلق به زمستان سال 1364 هجری شمسی:

ساعت حول وحوش 12ظهر یک عده پیروجوان بیماربدحال

وتقریبا کبود را که هشیاریش کامل نبود بابرانکار وارد بخش

قلب نمودند بیماری که ازعلائم حیات چیزی درظاهر نداشت

ازانجا که پزشک قلب همیشه دربخش مقیم بود بلافاصله همچون برق وباد بیمار توسط پزشک شوک داده شد معمولا

دستگاه با320ژول برق را به بیمار منتقل مینماید

وقبل از اجرای عملیات معمولا پدخیس روی نواحی

سینه (محل شوک)قرارداده میشود اما ازانجایی که همگی

فقط به فکر احیاء سریع بودیم پد تقریبا خیس بود وازخیسی

لازم هم برخوردارنبود الغرض باراول خط صاف بلافاصله

حادث شد دکتر دستور مجددولتاژ را به من داد برای باردوم

همچنان خط صاف نمایان شد دکتر ازانجایی که هم ازبالاترین

شدت استفاده کرده بود خواست بارسوم را شانس بیما ر

دانسته ناامیدانه شوک سوم درنهایت تاثر وتلاش پزشک

انجام شد واین درحالی بود که علائم حیاتی ورنگ بیمار

نشانی خوب نداشت اما دربرابرچشمان مضطرب ما وناامید پزشک

به سرعت برق وباد هم علائم الکتریکی قلب بیماروهم سطح

هوشیاری باناله ای برگشت بیمارمردی 42 ساله وتعویض روغنی محل مابود البته زمان ورود به بخش انقدر

سیانوز بود که قدرت تشخیص قیافه درمیان نبود بیمارحدود

یکهفته با ضربان قلب40تادردقیقه بستری بود بعدازان

پزشک معالج دستور باطری قلب درخارج استان راداد

اما بیمار بسادگی وزلالی کودکی گفت اقای دکتر شما تلاش 

کردید ومن بوسیله شما ومصلحت خدا زنده ماندم

پس نگهدارمن کس دیگریست ومن خودم را به او میسپارم 

وفقط درمان دارویی راقبول میکنم اما دکتر به لحاظ اهمیت 

بیماریش اورا تهدید کرد اگر باطری نگذاری زنده نمیمانی

واوفقط می خندید....................................................والان

سال1390یعنی درست 26سال از ان روز بیادماندنی برایم

میگذرد ومن همچنان اورا لبخند برلب اما باموهایی که دیگر گرد

پیری بران نشسته می بینم.وهمیشه این بیت رابیادم می اورد:

گرنگهدار من انستکه من میدانم

شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد

برای شفای عاجل بیماران  اللهم صل علی محمد وال محمد

 

  

 

[ ۱۳٩٠/٥/۱٩ ] [ ٥:۳۱ ‎ق.ظ ] [ عمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل- دارای یک فرزند-بازنشسته علوم پزشکی
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب