باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

یکروز صبح همینطور که توخونه داشتم کارمی کردم

مواظب پسرم که اونموقع 5/1-2سال بیشتر نداشت

بودم یهو متوجه شدم رفته سروقت کمد لباس ها..

ودونه دونه لباس هارا درمیاره وجلوی بینی اش می

گیره یک لحظه به فکر فرو رفتم که چرا لباس را

بو می کشه ازانجایی که معمولا ما پرستارا خیلی

مسایل راموشکافانه ورانداز میکنیم اولین فکرم

رفت پیش کمبود عاطفی (چراکه فرصت بغل

گرفتن وحتی بیرون رفتن رانداشتم)اما کمی که دقت 

کردم دیدم چون قدش نمیرسید فقط لباس خودش

رابیرون میکشید وبه صورت نزدیک میکرد..................

سرتان رادردنیاورم حواسم راجمع ومتمرکز کردم

فهمیدم که موضوع چیه؟ازانجایی که من همیشه 

عجله داشتم که کارام زودتر تمام کنم وباید به اداره

می رفتم لذاهرچه لباس روی طناب بود را بسرعت 

برمی داشتم اما موقع گذاشتن توی کمد لباس

برای اینکه ازخشک بودنشان خاطرجمع باشم به 

صورتم می چسباندم که ایا نمناکه یاخیر؟

حالامتوجه شدید که مشاوران تعلیم وتربیت حق د

دارند میگن:والدین اینه فرزندانشان هستند............

 

[ ۱۳٩٠/٥/٤ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ عمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل- دارای یک فرزند-بازنشسته علوم پزشکی
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب