باشو:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

ساعت از2 بامداد گذشت ولی چشمان من

به سقف چسبیده بود ومیل خواب نداشت

انگار تمام روزهای عمرم به یکباره همچون

فیلم سینمایی البته بادور تند ازنظرم گذشت

ازانجا که خاطرات شاد زندگیم شاید اندک

بوده اما بسان دوغی رقیق شده انرا همیشه

برتاریکیهای دلم پاشیده ام وچون استتار

غمهایم بدلیل نازک بودن روکش شادیها

هرچند وقت یکباره سوسو می زند وشب

گذشته ازان سوسوزدن هابود یاد همه ی

مردی ها و نامردی ها .یاد همه ی مرادها

ونامرادی ها.خاطره ی خوش دوستی ها.

یاد زنده یادان فراموشی سپرده وخلاصه

تمامی جریانات ریزودرشت مهیج کاری

همه وهمه به یک لحظه ازنظرم خطور

کرد جوانی بسان ابهای پرخروش اقیانوس

روان شد وچیزی که برجای گذاشت گرد

پیری بود و مشتی خاطرات کم وبیش

 زشت وزیبا تا رسیدم به مرزنیمه ی دوم

قرن زندگی..ازانجاکه فعالیت هاوروابط

بادنیای کاروتلاش محدود گردیده بااین طرز فکر که:  این نیز بگذردبخواب رفتم وحالا

موذن صدای الله اکبرش به گوش می رسد

ومن هنوز به حال می اندیشم که چگونه ام

ایا خستگی هایم عذر تقصیر موجهی

درپیشگاه الهی خواهد بود ایا تقلای جوانی

توشه ای رابرایم محفوظ در درگاه الهی

 داشته است یا درکوران استیصال واضطراب

ناشی از سختی کار اتش را به جای گل

درانبان عمر ذخیره کرده ام .گاهی ما ادمها

برای کسیکه درلبه ی پرتگاه مرگ دست

یاری بطرفمان دراز میکندفقط به یک چیز

می اندیشیم   :احیا جان

حالا درمسیرتحقق این هدف متعالی

چگونه گام برداشتیم وموفق بوده یانبوده ایم

این خودش می تواند لغزش هایی را

بهمراه داشته باشد از خدای مهربان

می خواهم به حقانیت حق علی مرتضی

(ع)اولا به جوانان ماسلامتی وصبر وثانیا

تقوای بیشتر ارزانی بداردتاجایی که

وقتی عمری گذشت وبیخوابی به سراغشان

امد ازیاداوری عمر رفته دلشاد ومسرور باشند

       امین یارب العالمین

[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ٦:٢۳ ‎ق.ظ ] [ عمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل- دارای یک فرزند-بازنشسته علوم پزشکی
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب