دمی باحافظ

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد


 


/ 2 نظر / 24 بازدید
pesareeman

سلام عمه خانوم. سال نوتون مبارکا و اعیاد گذشته نیز. خوبید ان شاءالله؟ چقدر دیر به دیر بروز میکنید!

bashoo1

سلام.عیدشماهم مبارک .الهی سالی پرازخیروبرکت وشادی درپیش داشته باشی.برات پیام میذارم