یک روز مثل جمعه

همیشه بایک چشم بیدارمیشم .اینورواونورونگاه میکنم بعد دوتا چشمی بسم الله گویان ازجا بلندمیشوم.سعی کردم امروز عادی باشم مثل بقیه هم نسلانم ,همونا که الان لااقل 4تانوه قدونیمقدگوش تاگوش توخونه درخوابن.بیصدا رفتم وصورتم شستم وزیرگاز روشن کردم.اول گفتم بهتره نیمرو بپزم بعدگفتم چکاریه؟بقیه چکارمیکنن؟نون پنیروگردو.هرکی اعتراض داره بره نیمرو بپزه.خداراشکر تنبلتر از آنندچنین افه ای برام بیان.سروصدای اول صبح سرخوشی را ازمن میگیره.من هال وسالن همه جارا خاموش میذارم وفقط چراغ آشپزخونه روشنه.دلم نمیخوادصبح بسوالی پاسخ بدم امروزهم .پس سعی کردم اتومات یک جوری باشم که سوالی پیش نیاد.(جواب داد).بعدازصبحانه وتعیین چی بپزم که معمولا نام غذا قبل ازخواب شبانه درذهن میسپرم را رومیز گذاشتم رفتم بسروقت گلدونام .چراغ حیاط خاموش کردم.تا 12 ظهر خداراشکر هیچ حرف وصدایی درنیومدوکلی کیف کردم.تا نهارو عصرهم یه دسر گیلانی درست کردم وباچای دونفره خوردیم .یکم به قدوقامت هم ایرادوخندیدیم .آخه ازمن میپرسه چندسانت هستم؟منم گفتم 10 سانت ازمن بلندتربودی.میگه بودم یاهستم کلی بهم خندیدیم تامتوجه شدکه بود والان نیست (متاسفانه)لعنت بر سرعت لعنت بربی قانونی..........................جمعه ی ما بسر رسید دلتون خوش لبتون خندون وتنتون سالم باشه

/ 5 نظر / 66 بازدید
khateraha95

ای دلم ازین غذاها میخواد مامانننن- ایشالله همیشه بخندی مهربونننننن

bashoo1

قربونت برم.زنده باشی

pesareeman

به هوس افتادیم. عمه خانوم دیکتاتوری میکنید آیا؟:)

bashoo1

سلام.سادات عزیزم خوبی؟چرا پیدات نیست دیشب هرکاری کردم ادنشدی.لطفا برگرد.حتی فقط یک اسم.مرسی

pesareeman

عمه خانوم اکانت تلگرامم رو حذف کردم و بعد هر کاری کردم دیگه نتونستم دوباره عضو شم و حالا تلگرام ندارم و کلا از همه جا و همه کس و گروهها و دوستان بی خبر موندم. البته واتس آپو ناچاراً نصب کردم ولی هیچ کس اینگار دیگه تو واتس آپ نیست . یه دو سه هفته هم یه پرونده خیلی سنگی داشتم که بابتش هر روز قبل 8 میرفتم دادسرا تا ساعت 3 بعد از ظهر و بهمین خاطر کلا امکان اومدن تو اینترنت و اینجا رو نداشتم از خستگی زیاد. البته دوباره از فردا شروع میشه و چند جلسه پشت سر هم دارم .به یادتون و دعاگوتون همواره هستم